خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )

53

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )

بشريت . و لوح دل از نقوش علوم روحانى و عقلى و سمعى و حسى به كلى صافى شده باشد ، و بنده از وجود بشريت بدر آمده ، و از لدن خويش به لدن حضرت حق - سبحانه و تعالى - رسيده ، و از آن حضرت در معرفت ذات و صفات او - جل ذكره - ادراك معانى و فهم كلمات توانسته . ( شعر ) چون ملائك گو كه لا علم لنا * تا بگيرد دست تو علمتنا گر درين مكتب ندانى تو هجا * همچو احمد پرى از نور حجى دانشى بايد كه اصلش زان سرست * زانكه هر فرعى به اصلش رهبرست هر پرى بر عرض دريا كى پرد * با لدن علم لدنى مىبرد